تبليغاتX
شهرتاش
انجمن تخصصی معماری و شهرسازی شهرتاش

 

انجمن معماری – شهرسازی شهرتاش،یکی از تشکل های غیر دولتی استان قزوین است که اولین مجمع عمومی خود را با حضور 40 دانشجو و فارغ التحصیل قزوینی در مرداد ماه سال جاری برگزار کرد.شهرتاش به معنی "همشهری" است و بخشی از اهداف آن که در اساسنامه انجمن نیز امده به شرح زیر است:

·            ترویج مفهوم شهروندی و تلاش جهت تبدیل فرهنگ شهرنشینی به شهروندی.

·            تعیین مکانیزم نظارت جمعی بر عملکرد ارگان های مرتبط با مدیریت شهری.

·            برنامه ریزی جهت احیای بافت های تاریخی و تلاش جهت بهسازی آنها.

·      حساس کردن شهروندان به محیط زیست خود و تلاش جهت بالا بردن کیفیت گزینه های زیست محیطی در شهر و مقابله با آلودگی های هوا،بصری،صوتی برای نهادینه سازی معماری سبز و احیای باغستان های سنتی.

·            ساماندهی مبلمان و سیمای شهری.

·            ترویج فرهنگ ترافیک .

·            کشف پتانسیل های شهری از بابت جذب گردشگر.

·            مشارکت دادن بدنه غیر فعال اجتماعی در عرصه های مدیریت شهری.

·            مقاوم سازی در سازه ها و فضاهای شهری.

·            منطبق سازی توسعه بر فرهنگ و تلاش جهت شناخت مشکلات محلات مسئله ساز شهری.

·            مناسب سازی عرصه های عمومی.

·            بررسی مشکلات و خلاهای قانونی و حقوقی در زمینه مدیریت شهری.

 

                                       چارت سازمانی:

* انجمن در حال حاضر توسط یک هیات مدیره 5 نفره به شرح زیر اداره می شود:

1 – رئیس هیات مدیره: میر احسان میرزاده ، دانشجوی عمران

2 – نایب رئیس هیات مدیره : امید قاسمی،کارشناس ارشد معماری

3 – مدیر عامل : مهدیه سادات میرناصری،کارشناس معماری

4 – منشی هیات مدیره : زهرا غزنویان،دانشجوی انسان شناسی

5 – خزانه دار : مهدی میرسلیمانی،کارشناس مکانیک

* بازرس انجمن : محسن آزموده،کارشناس مکانیک

* سه کمیسیون، زیر نظر هیات مدیره فعالیت می کنند:

·            اداری و مالی

·            آموزش و پژوهش : شامل سه کمیته فرهنگی،عمران،معماری و شهرسازی است.

·            اطلاع رسانی و انتشارات  

نوشته شده توسط شهرتاش در ساعت 13:14 | لینک  | 

 

 

جدای از "غیر سیاسی" بودن،"غیر انتفاعی" بودن و "داوطلبانه" بودن این نهادها که تاکنون بسیار در مورد آنها صحبت شده من می خواهم به دو مورد دیگر اشاره کنم.تشکل های غیردولتی به منبع قدرت وصل نیستند و به عبارت ساده تر به اندازه خود اهالی،"معمولی" اند.وقتی همین افراد معمولی وارد محلی می شوند و از همین موضع ،با "قدرت" تعامل برقرار می کنند ساکنین به گونه ای عملی به این باور می رسند که همین افراد معمولی هم می توانند منتها اگر راه را بلد باشند.آنها در محله اکراد وقتی که دیروز به بهانه تنها چند لباس ، بیشتر مسئولین شهری را به محله خود کشاندند امروز باور کرده اند که خواستن،توانستن است.کلید طلایی دیگری که تشکل های غیر دولتی در دست دارند"غیر کلیشه ای بودن نگا هشان" است که به آنها اجازه می دهد واقعیت ها را تماما همان طور که هست ببینند و بپذیرند.برای یک تشکل غیردولتی،یک محله حاشیه نشین همان قدر رسمی است که سایر محلات شهر و ساکنان یک محله مسئله دار همان قدر قابل احترامند که سایرین.همین نگا های احترام آمیز است که باعث می شود شهروندان "بودن" خود را حس کنند و "خودپنداره" منفی خود را به تدریج تغییر دهند.اینجاست که آنها به خود اجازه می دهند گزاره "من کسی نیستم،من نمی توانم " دیروز را به گزاره "من اگر بخواهم،کسی هستم که می تواند." تغییر دهند.

..و بافت فرسوده وقتی "بهسازی" می شود که شهروندان فرسوده،"پویا" شوند و این اتفاق نمی افتد مگر آنکه ما نگاه های فرسوده مان را "بازسازی" کنیم.اعتماد به NGO ها گام اول در این مسیر است که خوشبختانه مدیریت شهری قزوین از طریق این همایش انرا برداشت.

 

نوشته شده توسط شهرتاش در ساعت 19:33 | لینک  | 

 

مشارکت در برگزاری همایش نوسازی و بهسازی بافت فرسوده و تاریخی

                                                  

گذر زمان،تغییر شیوه زندگی،بی توجهی مردم و مسئولین همه از دلایلی است که باعث می شود یک بافت شهری،واجد شاخصه های فرسودگی گردد.ناپایداری بناها وعدم رعایت آئین نامه 2800 زلزله در ساخت آنها،مشکلات زیست محیطی،کمبود خدمات و سرانه ها،تراکم بالای جمعیتی و عدم رعایت تفکیکی ها از جمله مولفه هایی است که بافت فرسوده با استفاده از آن تعریف و مشخص می شود.خوشبختانه طی سال های اخیر توجه ویژه به این نواحی در دستور کار دولت قرار گرفته است.در همین راستا دولت مکلف شده ظرف مدت ده سال و طی دو برنامه چهارم و پنجم توسعه تمام 14 هزار هکتار بافت فرسوده کشور را بهسازی کند.وقوع زلزله های شدید و حوادث غیرمترقبه ای که هر روز از ساکنین این کشور حادثه خیز قربانی می گیرند،روشن شدن نقش مردم و زندگی و مطالبات آنها در امور مدیریتی کشور و همچنین اعلام امارهایی تکان دهنده در این خصوص از جمله مواردی است که بافت های فرسوده را تا این حد دارای اولویت کرده است.طبق اعلام وزارت کشور، 90 درصد بافت های روستایی و 70 درصد بافت های شهری ایران فرسوده اند.دولت نیز طبق برنامه چهارم توسعه موظف شده با اعتباری بالغ بر 8هزار و 600میلیارد ریال 4 هزار و 500 هکتار از بافت های فرسوده کشور را بهسازی کند.در لایحه بودجه سال 84 نیز مبلغ 35 میلیارد ریال جهت احیاء این بافت ها و ترغیب بخش خصوصی و تعاونی به ساخت خانه هایی مقاوم،ارزان قیمت و بادوام   پیش بینی شده است.اما بهسازی بافت فرسوده چه طور باید صورت بگیرد؟نقش ساکنان در احیاء این بافت ها چیست؟نمونه های موفق کشوری و جهانی ان کدامند؟

این سوالات و ضرورت یافتن پاسخی برای آنها سازمان نوسازی و بهسازی شهر قزوین را وادار به برگزاری همایشی با عنوان"بافت فرسوده و تاریخی" کرد. این همایش با حضور نمایندگانی از شهرداری های چند شهر کشور در اواخر آذرماه سال جاری در قزوین برگزار شد.شهرتاش به دعوت سازمان نوسازی و بهسازی وارد این پروژه شد و برای اولین بار ماکت بافت تاریخی قزوین را با تاکید بر 10 بنای تاریخی برجسته جهت ارائه در همایش تهیه کرد.در ساختن این ماکت از چوب پنبه و چوب بالسا استفاده شد.تهیه دو بروشور گزارش عملکرد سازمان نوسازی و همچنین شرح بازسازی حمام 400 ساله قجر از دیگر فعالیت های شهرتاش بود.انجمن همچنین در حاشیه همایش اقدام به برگزاری نمایشگاه عکسی از فضاهای تاریخی و فرسوده شهر کرد و در آن سیر رشد و تغییر چهره قزوین را طی 50 سال گذشته مورد بررسی قرار داد.

 

نوشته شده توسط شهرتاش در ساعت 14:49 | لینک  | 

هزار سختی وارد دانشگاه می شوی،بیش از 100 واحد درسی را از خلال چند صد جزوه و کتاب، طی چهار سال پاس می کنی،با کلی مکافات چندین تحقیق و پایان نامه می نویسی.کم کم باورت می شود که مشکلات بشریت آن قدرها هم لاینحل نیست،فقط باید خواست چرا که خواستن، توانستن است؛ اما به محض آنکه پایت را از دانشگاه بیرون می گذاری... وای، انگار دنیا شکل دیگری می شود:

ترافیک روبه رشد مسیر،هر روز بخشی از عمر تو را به عنوان جریمه می گیرد،

ستون های لرزان خانه با کمترین جنبشی فجیع ترین خاطرات گذشته را بر سرت آوار می کند،

منظره  زشت و در هم و برهم شهر، هر روزه تمام معضلات این زندگی سخت را پیش چشمت جسمیت می دهد،

و صدای گوشخراش در بستن همسایه بالایی،بوی غذای جدید همسایه پایینی،دعوای همسایه ها با همسایه کناری که هیچ وقت نمی خواهد پول شارژ را بدهد...مثل همیشه با خودت در آپارتمان 70 متریت می نشینی و به ضرب المثل ایرانی

" چهاردیواری،اختیاری!" فکر می کنی...

این "درد مشترک" بود که در آغازین روزهای سال جاری، ما را دور هم جمع کرد.عمرانی ها،معماری ها،علوم اجتماعی ها،شهرسازی ها و....

و "شهرتاش" متولد شد!

کودک کوچک ما می خواهد بین هزاران مشکل "زندگی شهری" و هزاران صفحه "جزوه درسی" پل بزند؛ شاید کمی از خستگی های این مردم کم شود...

نوشته شده توسط شهرتاش در ساعت 12:51 | لینک  | 

"سنگ،چوب،یک چیز سفت،یک چیز قدیمی متروکه،آثار باستانی."

آدم ها چه؟

"کسانی که مرده اند یا شاید هم آدم های پیر،خیلی پیر...."

 

این،برداشت اولیه ای است که غالبا لفظ "فرسوده" به ذهن متبادر می کند و ما فارسی زبانان طبق عادت های فرهنگی خود فرسودگی را بیشتر به "اشیاء" نسبت می دهیم و نه "افراد". "جسمیت" و "قدمت" دو جزء جدایی ناپذیر واژه ی فرسوده است .بنابراین،فرسوده غالبا شی ء ایست که در محور زمان حرکت کرده است.با این پیشینه وقتی هم که صحبت از بافتهای فرسوده  می شود ذهن،خانه هایی کاهگلی و قدیمی با دیوارهایی ترک برداشته را تداعی می کند.حال اینکه تعیین این لفظ تا چه حد می تواند مفهوم مورد نظر ما را بیان کند از دو جنبه جای تامل دارد:

1 – آیا فقط اشیاء واجد شرایط فرسودگی می شوند و یا در مورد افراد (اعم از کودک و جوان و پیر) هم می توان از چنین مفهومی صحبت کرد؟لفظ "شهروند فرسوده" تا چه حد محلی از اعراب دارد؟

2 – آیا لزوما بافت فرسوده یک بافت قدیمی است یا می توان بر بافت ها و نقاط تازه ساخت شهری هم انگشت گذاشت که تمام مولفه های فرسودگی دارند؟

اگر چنین وسواسی در انتخاب واژگان را نادیده بگیریم و بر مبنای تعریف متعارف بخش دولتی پیش برویم باز هم به مشکل دیگری بر می خوریم.منظور از بافت فرسوده ی فاقد ارزش تاریخی چیست؟آیا با این عبارت،ما یک کلیت منسجم و یک شکل را خطاب می کنیم؟مخاطبان و گروه هدف ما در چنین بافت هایی بسیار متنوعند و به همین دلیل هر کدام روش ها و سیاست گذاری خاص خود را می طلبند .من بافت فرسوده ی فاقد ارزش تاریخی را به سه بخش تقسیم می کنم:

1 – حاشیه نشینان و ساکنان حلبی آبادها:قشری از مهاجران و افراد کم درآمد هستند که مساکن غیر رسمی دارند و لزوما افراد مجرم و هنجارشکنی نیستند.(بافت سابق حاشیه نوروزیان)

2 – بافت های فرسوده مسئله دار: گروه دیگری از مناطق هستند که مولفه های فرسودگی را دارند و برخلاف بافت حاشیه نشین،بافت آنها از لحاظ رسمی ثبت شده است.آنچه در این محلات ، مسئله است جدای از وضعیت اقتصادی ساکنین ، جرم خیزی و هنجارشکنی است.این محلات ممکن است حتی از لحاظ کالبدی تفاوتی با سایر مناطق شهر نداشته باشند. (محله ی اکراد نواب جنوبی)

3 – بافت های فرسوده هنجارمند:منظور من از این بافت ها بخش هایی از شهر است که دارای قدمت نسبی هستند اما جزء بافت تاریخی محسوب نمی شوند.از لحاظ رسمی ثبت شده اند و ساکنان هنجارمندی دارند.منتها بافت به دلیل کم توجهی مردم،مسئولین و گذر زمان فرسوده شده است.

 

نگاهی به دو تجربه موفق :

 

پس از ذکر این مقدمه و ارائه تیپ بندی فوق،در ادامه تلاش می کنم به تبیین نقش تشکل های غیر دولتی(NGOها ) در پویایی محلات و جذب مشارکت آنان بپردازم.یادآور می شوم که در این مقاله بیشتر تاکید من روی بافت های فرسوده مورد یک و دوست که تعامل با آنها به مراتب،دشوارتر و حساس تر از نواحی دیگر است.

1 - *" جمعیت ورزشی جوانان ماتار MYSA))، یک تشکل غیردولتی است که در سال 1987 در یکی از گسترده ترین حلبی آبادهای نایروبی به اسم "ماتار" فعال شد و از طریق ورزش فوتبال،جوانان و نوجوانان محروم این منطقه را به افرادی هنجارمند و امیدوار به آینده تبدیل کرد.ماتار،یکی از فقیرترین حلبی آبادهای آفریقاست که در فاصله 10 دقیقه از مرکز شهر و در حاشیه رودخانه ای بدبو و مملو از فاضلاب قرار گرفته است.موسس این تشکل اولین باری که به این محله رفت در کنار مستی،فحشاء و جرم جوانان که جزء لاینفک این محله به شمار می آمد بچه هایی را دید که کیسه های پلاستیکی را دوخته و فشرده کرده و فوتبال بازی می کردند.این تشکل از طریق فوتبال انچنان نفوذی در محله پیدا کرد که 4 بازیکن حلبی آباد ماتار به تیم ملی کنیا دست یافتند.در این تشکل،اکنون بیش از 12 هزار نفر در قالب 400 تیم فعالیت می کنند،یکی از دختران عضو این تیم ها نیز آرزو دارد یک روز رئیس جمهور کشور شود! پرواضح است که هدف موسسان این تشکل تنها بازی فوتبال نبود،آنها برای بهبود شرایط زندگی در محله دنبال راهی می گشتند که با زیرکی فوتبال را انتخاب کردند.بازیکنان حرفه ای نایروبی گرچه امروز از درآمد بالایی برخوردارند ولی بخشی از آنرا به سازمان هدیه می کنند و هر یک ماهی 80 ساعت به طور رایگان برای حلبی آبد خود کار می کنند.جمع آوری زباله،آموزش ایدز و آموزش کودکان زندانی از جمله این فعالیت هاست."

2 -  نمونه ملموس تر چنین تجربه ای در خود قزوین،کار" انجمن معماری شهرسازی شهرتاش " در محله اکراد نواب جنوبی است .محله ای که نمونه واضح یک "محله"،"خرده فرهنگ قومی"،"خرده فرهنگ مذهبی" و "خرده فرهنگ مجرمانه" در شهر است که مسئولین و مردم شهر تاکنون نتوانسته اند ارتباط موثری با آن برقرار کنند.تشکل شهرتاش پس از انجام یک پروژه مطالعاتی یک ساله،با همکاری اهالی این محله اقدام به برگزاری نمایشگاهی از لباس ها،خوراک و صنایع دستی مردم محل کرد و توانست با پویا ساختن محله،مسئولین را نیز نسبت به مشکلات آن حساس سازد. مردم هم برای اولین بار با نگاهی دیگر وارد این محل شدند.

*حاشیه نشینی و اسکان غیر رسمی،جلد اول،1382،دانشگاه علوم بهزیستی و توان بخشی

زهرا غزنویان، دانشجوی انسان شناسی،دانشگاه تهران

نوشته شده توسط شهرتاش در ساعت 12:33 | لینک  | 

 

شهرتاش طی مدت فعالیت خود مجوعا دو برنامه عمومی داشته که در غالب  پروژه هایی اجرایی انجام شده اند.برگزاری نمایشگاه در محله اکراد نواب جنوبی و فعالیت در همایش نوسازی و بهسازی بافت فرسوده و تاریخی، سرفصل این دو پروژه است.در ادامه گزارش مختصری از این فعالیت ها می آید:

 

 

  برگزاری نمایشگاه در محله اکراد نواب جنوبی 

 

محله اکراد واقع در خیابان نواب جنوبی شهر قزوین ، در مجاورت رودخانه شره بند(رودخانه بازار) و پایین تر ازپل دروازه رشت نمونه بارز یک "محله" ،یک "جماعت قومی" و همچنین یک "خرده فرهنگ مذهبی" در شهر است.این محله همچنین نمونه یک "بافت فرسوده شهری" نیز به حساب می آید. محله اکراد نواب جنوبی از بزرگترین مراکز توزیع مواد مخدر و مشروبات الکلی است.. از نظر جغرافیایی در حاشیه جنوب غربی شهر قزوین ،در حد فاصل دو ورودی همدان و رشت واقع شده است خانه های آن همگی تک واحدی بوده و در 8 بن بست و یک کوچه در مجاورت هم قرار دارند.متوسط متراژ هر خانه 140 متر مربع است که به طور قرعه و با اقساط بلند مدت به افراد واگذار شده است. خانه ها در محله از یک تجانس شکلی برخوردارند و حتی رنگ دیوارهای محله نیز توسط شهرداری یکی شده است و همین مسئله، حدود محله را از لحاظ جغرافیایی مشخص تر کرده است.محله فعلی در حال حاضر حدود 70 خانوار و 400 نفر جمعیت را در خود جای داده که همگی از قومیت کرد و سنی مذهب هستند.این افراد در زمان رضا شاه به صورت انفرادی تبعید شده و با پای پیاده از ارومیه (شهر ماکو) به قزوین آمده اند. محله طی زمان ،  به طور تدریجی و کاملا اتفاقی شکل گرفته است امروزه بیشتر آنها با یکدیگر فامیلند و تمام افراد محل یکدیگر را کاملا می شناسند.محله مذکور ابتدا در قسمت انتهایی بازار وزیر و در مجاورت مسجد النبی قرار داشت یعنی دقیقا در بخش مرکزی شهر و در بافتی به شدت مذهبی و تجاری.در سال 62 و بنابر دلایل متعدد،دولت وقت بودجه ای برای ساماندهی این افراد در نظر گرفت که با آن،محله جدید ساخته شد.پس از آن محله قبلی تخریب شد و افراد به محله جدید فرستاده شدند  اين مسئله مخالفت شدید ساکنان را در پی داشت و مسئولین مجبور به استفاده از اهرم های فشار قانونی گشتند.مجموعه این شرایط و هویت تدافعی افراد محله باعث شده بود که مسئولین و سازمانهای درگیر نتوانند مشکلات محله را مرتفع سازند.چرا که شرط اول همکاری که همان "اعتماد عمومی" و "پویایی محله " است میسر نمی شد.در این بین انجمن معماری – شهرسازی شهرتاش در کمیته فرهنگی خود کار مطالعاتی بر این محله را آغاز کرد و پس از شناسایی بافت فرهنگی محل ، وارد تعامل با افراد شد.مشکلات کالبدی و اجتماعی محل نیز به مرور شناسایی شد و بسترسازی های لازم برای پویایی صورت گرفت.انجمن شهرتاش در مرحله بعدی کار خود اقدام به برگزاری نمایشگاهی از توانمندی های زنان محله با همکاری خود آنها کرد.این نمایشگاه در مرحله اجرا از "توانمندی های زنان" به "توانمندی های محله" تغیر یافت.افراد محله طی مدت یک هفته لباس های محلی،خوراکی های سنتی و صنایع دستی خود را در معرض دید بازدید کنندگان قرار دادند. شهرتاش از برپایی نمایشگاه مذکور این اهداف را دنبال می کرد:

1 – جمع کردن افراد محل حول یک منفعت مشترک و کمک به پویایی محله.

2 – دعوت از مسئولین شهری جهت بازدید از محل ، حساس سازی نسبت به مشکلات آن و همچنین تعامل با ساکنان.

3 – جذب عموم مردم شهر به محله جهت دیدن تمام واقعیت ها و شکستن ماهیت تابویی این افراد.

طرح مربوط به نمایشگاه تهیه و رایزنی با ادارات و سازمانهای مسئول آغازشد.این طرح توسط شهرداری و سازمانهای زیر مجموعه آن از جمله سازمان فرهنگی و اجتماعی مورد استقبال بسیار قرار گرفت.سرانجام به لطف خدا ،با کمک های مالی و حمایتی مجموعه مدیریتی شهری و با همکاری خود ساکنین،نمایشگاه به مدت یک هفته در مدرسه ای واقع در خود محله برگزار شد.نمایشگاه در این مدت توانست به هر سه هدف خود دست یابد.بسیاری از افراد محل تمام وقت در نمایشگاه حاضر شده و برای هرچه بهتر برگزار شدن نمایشگاه خود از هیچ کمکی مضایقه نکردند.به این بهانه حدود 15  نفر از مسئولین ادارات و سازمانهای مختلف شهر در محل حاضر شدند ، از نمایشگاه دیدن کرده و با اهالی پیرامون مشکلاتشان حرف زدند.استقبال مردم شهر و تشکل های غیردولتی نیزاز این نمایشگاه چشمگیر بود.

نوشته شده توسط شهرتاش در ساعت 13:46 | لینک  |